خرید بک لینک

هم اکنون مالک یک عدد گربه ملوس دوست داشتنی میباشم :)

نامش را " دالی " نهادم =)

برچسب: نویسنده: کیان اکبری تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:05

دالی خیلی وحشیه !!! حتی نمیزاره دست بهش بزنم میرم سمتش مثل پلنگ نگام میکنه خخخخ دست دایی رو گاز گرفت :)آروم تر که بشه بیشتر با هم صمیمی میشیم ^،^ عزیزدلمه :)مامان نداشته قبلا....ولی الان داره *،*مامانادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیان اکبری تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:05

باز که یکشنبس فردا ! تا ساعت 2 باید مدرسه باشم ...بعدش از 4 تا 7 کلاس کنکور ....

ای بابا :|

کارنامه آزمون این هفته مو ندیدم هنو....

این آزمون منیره هم بود ^،^ خیلی خوشحال شدم ^،^

چرا برف نمیاد ؟!

دالی رفت ...ینی خودم ول کردم بره :) سلامت باشه همیشه :)

روز خوبی بود امروز....خانوم مدیر خیلییییی سگ بود ! فکر کنم پریود بود :/

سوسک سیاه کثیف زشت چندش آور خر گامبالو :/

برچسب: نویسنده: کیان اکبری تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:05

با آنهمه دلداده دلش بسته ی ما شد....

ای من به فدای دل دیوانه پسندش :)

برچسب: نویسنده: کیان اکبری تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:05

خدای من ! حس میکنم همه سلولای بدنم به خصوص مغزم دارن منفجر میشن ...خدایی امروز خیلی بهم فشار اومد ...خیلیییییییی !!!از 7 صبح تا 2ظهر مدرسه !!! بعدش از 4 تا 7:30 شب کلاس کنکور,....خدایی فشار اومد بهم اادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیان اکبری تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:05

انگار یه نفر با تبر زده زیر زانوهام ....خیلی درد میکنه !!!یکشنبه صبح زبان داشتیم...همه کسل و خوابالو بودن تو کلاس ...خانوم م هم گف پاشین برید دور حیاط 5 دور بدوین تا سرحال شین !!!کشون کشون بردمون تو حادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیان اکبری تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:05

امتحان فیزیک دارم فردا...خوندم پنجشنبه کلاس کنکور دارم ...ریاضی و شیمی...ولی جمعه میتونم یکم استراحت کنم :)شونه عمو شکسته :( ...ای کاش میتونستم برم دیدنش !پاهام دارن رو به بهبودی میرن...ولی هنوزم درد ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیان اکبری تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:05

آقای ج ( دبیر فیزیک ) :)))))) خدای من ^،^ پشمام ریخت :)

کلاس فردا :/ از شیمی خوشم نمياد ! باز خوبه ریاضی هم هس یه انگیزه ای واسه رفتن دارم :)

یه سوال برام پیش اومد...

سر کلاسای دانشگاه اگه گشنمون بشه میتونیم چیزی بخوریم ؟!

برچسب: نویسنده: کیان اکبری تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:05

مهرنوش ...

باید بگم که حتی یه کلمه از حرفاتو باور نکردم :)

هم تو دروغگوی خوبی نیستی ..... هم من باهوشتر از این حرفام ....

تعجب میکنم چطور طی این دوسال منو نشناختی و فکر کردی باور میکنم حرفاتو !!!

شاید اون دوتا پشت گوشاشون مخملی باشه...و تو بتونی گولشون بزنی....اما من اینطوری نیستم

برچسب: نویسنده: کیان اکبری تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:05

ميخواستم از دیشب شروع کنم به خوندن گشادی مانعم شد !!!

فیزیک خر استتتت

الکتریسیته ساکن......جریان الکتریکی و مدارهای مستقیم. ....مغناطیس و القای الکترومغناطیس

خودایااااا یکی از یکی حال بهم زن تر :/// از کدوم شروع کنم ؟؟؟!!!

فکر کنم مغناطیس قابل تحمل تره !!!

برچسب: نویسنده: کیان اکبری تاريخ: شنبه 11 خرداد 1398 ساعت: 18:52

فصل آخر فیزیک رو تموم کردم....باید شروع کنم فصل دوم و سوم که مونده رو بخونم...امیدوارم تا شب تموم بشه :)

با محمد تو آشپزخونه آب بازی کردیم :))))))) اصن حواسمم نبود کل یخچال و کابینت و همه خیس خیس شده بود خخخخخخ

طفلی مامان :|

یه حشره بی تربیت یکم بالاتر از زانومو نیش زده بود....انقدر خاروندمش که یه زخم کوچولو شده بود...حالا امروز انقدر دستکاریش کردم و کرم ریختم که خون میاد :(

چرا وبلاگش یطوری شده که نميتونم کامنت بزارم براش ؟؟؟ امیدوارم از دستم ناراحت نباشه :(

برچسب: نویسنده: کیان اکبری تاريخ: شنبه 11 خرداد 1398 ساعت: 18:52

خب امتحان فیزیک که افتاد یکشنبه :)......امشب جزوه رو تموم کردم فردام کتاب رو میخونم ک خیالم راحت شه دیگه :)

صدای جیغای سهیل تو سرمه هنوز ....جیغ جیغوی شلوغ دوست داشتنی ^،^

همین روزا میرم جلو موهامو چتری میکنم :)))

....و دوباره قیافم شبیه کارتون ژاپنیا ميشه خخخخخخ. ...خیلی خوشم مياد :)

اگه یه نفر پیدا بشه کوه لباسی رو که جمع کردم اتو کنه یقین پیدا میکنم از طرف خداس اون ی نفر

برچسب: نویسنده: کیان اکبری تاريخ: شنبه 11 خرداد 1398 ساعت: 18:52

5/5....:))))))

بعد مدتهااااا !!!! چه عجب ^،^

هر کی که بودی...خدایی ساعت 5 صبح به من فکر میکنی که چی بشه ؟؟؟؟

ولی ممنون ازت....ساعت 5 صبح هیچکاری جز خوابیدن نمیچسبه....خخخخ

ولی ممنون ازت :)))

+ عارف امشب گیر داده ناخنات مصنوعیه و باور نمیکنه انقدر بلندشون کردم یوهاهاهاهاهاهاهااااا ...میخواستم بگیرمشون ولی چون سوهان کشیده بودم دلم نیومد :)

برچسب: نویسنده: کیان اکبری تاريخ: شنبه 11 خرداد 1398 ساعت: 18:52

از اولشم میدونستم سر امتحان زیست جررررر میخورم.....و الان دارم جررررر میخورم از آخر شروع کردم به اول....دو فصل گیاهی رو خوندم....بعدش تولید مثل رو خوندم....بعدش تقسیم سلول ....الانم دفاع غیراختصاصی روادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیان اکبری تاريخ: شنبه 11 خرداد 1398 ساعت: 18:52

آخیششششششش :)))))))

دادم امتحان زیستووووو :))))

عاااالیییی بووود ^،^...... خدای قشنگم شکرت

صبح از در وارد مدرسه شدم مهرنوش اومده میگه چه سفید شدیییی !!!! خخخخ

گفتم کرم زدم. ...گفت نه باو میفهمم خودت سفید شدی. ...حالا که سفید شدی بعدا که پسردار شدم واسه پسرم میگیرمت !!!! خوبه که قدوهیکلتم اصن رشد نمیکنه. ....!!!!

بی تلبیت !!! شوهرخاله هم چندوقت پیش همینو بهم گفت :|

در واقع سفید نشدم زرررددد شدم خخخخ

امتحان بعدی شنبه ادبیات ...:)

برچسب: نویسنده: کیان اکبری تاريخ: شنبه 11 خرداد 1398 ساعت: 18:52

صفحه بندی